فاصله‌ی عشق و كوزه


عشق، عاشق، معشوق، مثلث عشقی، خیانت، فراق، دل‌دار، دل‌داده، وصال! جمع كنید بساط‌تان را! شخصا كافیست درباره‌ی هرچیزی فقط با یكی از این كلمات روبرو شوم و درجا آن چیز را رد كنم! می‌خواهد فیلم باشد یا كتاب یا مطلبی در روزنامه یا حتی یك شخص! "موضوع: عشق"! خجالت نمی‌كشید؟! به جرات می‌گویم برای 90 درصد مردم، عشق چیز پاك و مقدسی است كه باید به آن رسید و بدون آن نمی‌توان زندگی كرد و تنها حالت ایده‌آل زندگی و هدف غایی انسان است! اسباب و لوازم هم كه فراهم است! چه چیزی كم دارند؟! آن كسی كه اولین بار كلمه‌ی عشق را اختراع كرد حتما آدم خجالتی بوده و با خودش رودربایستی داشته است! بچه خر می‌كنی مگر؟! (هر چند موفق هم بوده‌ای!!). شاید هم دغدغه‌ی اعتقاد و هدفی برای زندگی داشته است! در هر حال كور خواند! من معتقدم یكی از دلایل اصلی این موضوع ادبیات و هنر است! آن هم ادبیاتی كه از مدرسه شروع می‌شود! و البته معلمی كه همه‌ی كلمات یك شعر را معنی می‌كند بجز كلمه‌ی عشق! حداقل اگر می‌گفت نمی‌دانم این كلمه چیست هم خوب بود! برای خیلی‌ها پاك كردن كلمه‌ی عشق، مثل كفر گفتن است! فكر می‌كند "بدون عشق چه كنم؟!"! هیچ! همان كاری كه با عشق می‌كردی! فقط مرا سر كار نگذار! معتقدم یك سر عشق پوچی است. (البته آن پوچی كه قبلا درباره‌اش نوشته‌ام!) انسان امروز است و باید چیزی برای "زندگی كردن برای..." داشته باشد. بدون آن چی كند؟ آنقدر ندارد كه نمی‌توان این‌اش را هم گرفت! با این همه برای من عشق همان است كه هست! كلمه‌ای بی‌معنی! شما هم لطفا فاصله‌ی عشق و درِ كوزه را كم كنید!
- آقا فیلم غیر رمانس ندارید؟!


::samic::

نوشته شده در تیر 86

مطالب گذشته