دیکتاتوری اینجاست


اگر به جای رضاخان، یک نفر دیگر، شاه ایران می‌شد چه چیزی فرق می‌کرد؟! اگر شما شاه می‌شدید چطور؟! آیا مطمئن هستید که تاریخ تکرار نمی‌شد؟!
ما، خیلی بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم، دیکتاتور هستیم! شما در مشکلات و مسائلی که برایتان پیش می‌آید چقدر از قدرت استفاده می‌کنید؟ می‌خواهید برایتان مثال بزنم؟
در خیابان، خودرویی از پشت به شما زده است و می‌گوید که شما مقصر هستید. حتی حاضر نیست منتظر پلیس شود. چه می‌کنید؟
دعوا؟ ناسزا؟ هر کاری که در آن لحظه انجام دهید، استفاده از قدرت است! تنها راه شما این است که موضوع را بعدا از طریق پلیس پیگیری کنید! شما هیچ گزینه‌ی دیگری ندارید! اما آیا ما چنین کاری می‌کنیم؟!
فردی می‌خواد با اصرار، چیزی (مثلا آدامس) را به شما بفروشد! هر چقدر می‌گویید که نمی‌خواهید هم دست بردار نیست! چه می‌کنید؟
دعوا می‌کنید؟ سرش داد می‌زنید؟
فرزند شما در حین بازی، گلدانی را شکسته و نه تنها بازی را متوقف نکرده است بلکه تا چند لحظه‌ی دیگر تلویزیون چند ده اینچ را هم خواهد شکست! چه می‌کنید؟
می‌بینید؟ ما همیشه برای حل مسائل، سریع از قدرت استفاده می‌کنیم! چون جواب می‌دهد!! قطعا آن کودک با یک فریاد، متوقف خواهد شد! اما این همان دیکتاتوری است! ما مسائل را حل نمی‌کنیم! چون دیکتاتور، فقط می‌خواهد اهدافش عملی شود!!
نکته اینجاست که قدرتی که ما از آن استفاده می‌کنیم، اصلا متعلق به ما نیست! ما در هیچ کدام از این حالات "حق" آن رفتار قدرت‌مندانه را نداریم!! ما در هیچ جایی نه پلیس هستیم، نه قاضی و نه مامور اجرای حکم!! اما ما اغلب همه‌ی این وظایف را یک تنه انجام می‌دهید!
دیکتاتوری اینجاست! درون ما! شاید به همین دلیل باشد که حکومت‌ها به دیکتاتوری ختم می‌شوند! مهم نیست چه کسی و با چه سیستمی به حکومت برسد!

::samic::

نوشته شده در آذر 87

مطالب گذشته