| عقیده شما اصلا هم محترم نیست!
بارها دیدم وشنیدم که کسی میگه "به عقاید دیگران احترام بگذارید"! یا "جرم توهین به عقاید"! این مطلب در مورد بیاساس بودن این جمله است! من نمیدونم این جمله از کی و کجا شروع شده اما به نظرم میآد که سابقهی طولانی نداره. یک چیزی که مشخصه، ژست روشنفکرانهای هست که همراه گفتن این جمله گرفته میشه و عموما بحث در مورد عقیدهای هست که خیلی هم قابل دفاع نیست! اما قبل از اینکه وارد موضوع اصلی بشم بهتره یک موضوع رو مشخص کنم. انسان موجودی محترم است. حالا اینکه آیا این صرفا یک توافقه یا نه رو بگذاریم کنار! اما بهتره بپذیریم که انسان موجودی محترمه. البته این جمله، ما رو مجبور به کاری نمیکنه! بلکه فقط از بعضی از کارها منع میکنه! مثلا ما حق نداریم که هیچ انسانی رو (صرف نظر از کاری که انجام داده) تحقیر، شکنجه یا اعدام کنیم. البته انسانهای زیادی بیمار و گرفتار و مشکلآفرین (حتی برای نوع بشر) هستند اما اولا باید ببینیم چرا اونها این چنین شدن و بعد برای کمک و اصلاح اونها باید چه کاری کرد. اما عقیده! من واقعا نمیتونم باور کنم چطور این جمله اینقدر فراگیر شده! اولا "احترام به عقیده" چه معنی داره؟ آیا یعنی ما باید جلوی عقاید هم دولا بشیم و تعظیم کنیم؟! الان گفتم که حتی برای انسان ذاتا محترم هم، ما مجبور به احترام گذاشتن نیستیم! به نظر میاد منظور اینه که عقاید رو همانطور که هستن قبول کنیم و احیانا انتقاد یا صحبتی در موردشون نکنیم! به نظرم تنها چیزی که باید همیشه و همواره زیر تیغ تیزترین ساطور انتقادها باشه، همین عقاید و نظرات هست! اصلا راه رشد یک عقیده، نقد کردن اونه! اما حالا ما باید به عقاید احترام بگذاریم و کاری به اونها نداشته باشیم؟! هر روز عقاید زیادی تولید میشه و عقاید زیادی هم به سطل آشغالها فرستاده میشن. این کاملا طبیعیه! انسان فکر میکنه و عقاید رو مورد سنجش و آزمایش قرار میده و وقتی به یک عقیده اشتباه میرسه به راحتی باید اون رو کنار بندازه و جایگزین مناسبی براش پیدا کنه. در جهان فکری ما، هزاران عقیده اشتباه، احمقانه و حتی مسخره وجود داره! حالا ما باید به همه اونها احترام بگذاریم؟! اگر من بگم که عقیده دارم باید دو سیلی به هر کسی که این نوشته رو میخونه بزنم، آیا شما به این عقیده من احترام میگذارید؟! یا آن رو عقیدهای احمقانه و مسخره میدونید؟ در این دنیا افرادی هستند که گاو رو میپرستن و گوشت گاو نمیخورن. حالا لطفا شما به عقاید دیگران احترام بگذارید و گوشت گاو مصرف نکنید! حتی بدتر از اینها هم وجود داره! این عقیده رایج در میان قشر بسیار سنتی ایرانی که زنان باید در خانه بمونند یا دختران نباید در حضور دیگران با صدای بلند حرف بزنند یا بخندند و دختران نباید در بیرون از خانه کار کنند؛ همگی عقایدی بسیار اشتباه، احمقانه و مسخره هستن! من به این عقاید میخندم و اونها مورد تمسخر و توهین قرار میدم! و اگر ببینم کسی چنین عقایدی داره، سعی میکنم در اولین فرصت با او صحبت کنم تا جلوی رشد چنین عقایدی گرفته بشه. البته باید توجه کنیم که هیچ کس حق نداره انسانی رو به دلیل داشتن عقیدهای مورد تمسخر و تحقیر قرار بده. اما تمسخر خود عقیده چیزیه که گاهی اجتناب ناپذیر میشه! اگر دیدیم شخصی عقاید بسیار اشتباه و حتی مسخرهای داره باید به عمق آسیب و فشاری که اون شخص دیده پی ببریم و سعی کنیم به او کمک کنیم! شاید چنین شخصی از مشکلات روحی و مغزی بسیاری رنج میبره و اگر بخواهیم مقصری پیدا کنیم، قطعا مقصر، جامعهای هست که چنین شخصی رو به وجود آورده! اگر من متوجه شوم که یکی از دوستانم یکی از عقاید فوق رو داره شاید تصمیم بگیرم به او کمک کنم یا اینکه به این نتیجه برسم که دوستی با این فرد برای من سود و حاصلی نداره و این دوستی رو خاتمه بدم. تمام حرفی که من میخوام بزنم اینه که در دنیای ما عقاید و نظرات اشتباه، احمقانه و مسخرهی زیادی هست. برای همین، اساسا دستور احترام گذاشتن یا حتی توهین نکردن به یک عقیده (حتی اگر توهین کردن هیچ فایدهای نداشته باشه!)، دستور نامعقولیست! با این حال نباید فراموش کنیم که ما حق نداریم به افراد توهین کنیم حتی اگر احمقانهترین عقاید رو داشته باشن! ما فقط میتونیم به علت پنهان چنین اتفاقی فکر کنیم و اگر میتونیم برای کمک کردن تلاش کنیم. و نکته پایانی اینکه به نظر میاد افرادی که میگن "به عقاید دیگران توهین نکنید و احترام بگذارید" بیشتر منظورشون این هست که به عقاید "من" احترام بگذارید و دلیلش هم اینه که عموما نمیتونن از عقیدشون دفاع کنن یا براش دلیل و برهانی بیارن! پس بهترین راه خفه کردن مخالف هست! گاهی با زور! گاهی با جملات شبه روشنفکرانه!
::samic::
+ نوشته شده در فروردین هزار و سیصد و نود و یك توسط سمیک | بحث و نظر
Disclaimer
من در طی سالها، بیش از ۱۵۰ مطلب در این وبلاگ و جاهای دیگه نوشتم. واقعیت اینه که انسان موجودیه که دائما در حال تغییره و اتفاقا این موضوع شامل من هم میشه! وقتی الان بعضی از نوشتههای قبلی رو میخونم، میبینم گاهی نوشتههای خیلی خوب و قوی بین اونها وجود داره که الان هم کاملا همون عقیده رو دارم. اما گاهی هم مطالبی هست که الان از خوندشون خندم میگیره! بعضی از مطالب، خام، فکر نشده یا ساده اندیشانه هستند! اما خوب انسانه دیگه! انسان رشد میکنه و هر روز بهتر میشه! فکر میکنم رسم معمول این باشه که من هر جایی که چیزی نوشتم و الان نظرم عوض شده، اون مطالب رو تصحیح کنم، بگم چرا اشتباه بوده و باید چطور باشه. اما راستش من اصلا وقت ندارم این همه مطلب رو دونه دونه بازنویسی کنم! پس بهتره یک قرار بگذارم! از شما خواننده این وبلاگ تقاضا دارم اگه مطلبی رو خوندین و دیدین خیلی منطقی یا قابل قبول نیست، زیاد جدی نگیرید! اما اگه خواستید جدی بگیرید، یک کامنت یا ایمیلی برای من بگذارید تا یا اون مطلب رو تصحیح کنم یا شما رو قانع! و برای اینکه دوباره ۲ سال دیگه یه دیسکلیمر دیگه نزم، توجه کنید که مسیر تغییر و تحولات من متوقف نشده و این موضوع تا حدودی برای مطالب آینده هم صادق هست!
::samic::
+ نوشته شده در فروردین هزار و سیصد و نود و یك توسط سمیک | بحث و نظر
ثابت کن اینطور نیست!
اول از همه بگم که مسئله یا مشکل من اصلا با احمدینژاد نیست! این موضوع در ادامه هم مشخص میشه. یکی از روشهای سیاسی که احمدینژاد در این سالها استفاده کرده، چیزی هست که من اسمش رو میگذارم "ثابت کن اینطور نیست"! ماجرا از این قرار هست که اون همیشه تو موقعیتهای حساس میاد و یک اتهام بزرگ به طرف مقابل میزنه! البته شبیه به اتهام نیست! چون با یک حالت یقین و قاطعیت و طوری به شکل خبر، موضوع رو مطرح میکنه که انگار قبلا بارها اثبات شده! و چون این کار رو در رسانههای عمومی انجام میده باعث میشه طرف مقابل شروع به دفاع از خودش بکنه و از اینجا تفریح اصلی شروع میشه! فرض کنید اون میاد و میگه شما "خراب" هستید!! یعنی مشکلات جنسی فلان دارید و .... بله! حالا چون این موضوع رو در سطح وسیعی مطرح کرده، شما برای حفظ آبروی در حال از دست رفتن، شروع به دفاع از خودتون میکنید که نه اینطور نیست و اون دروغ میگه! و اما در حالی که شما دارید این چیزها رو ثابت میکنید، اون میشینه به شما میخنده که دارید تمام سعیتون رو میکنید تا ثابت کنید "خراب" نیستید!! ها!ها! میبینید؟ واقعا تفریح جالبیه! البته میتونه همیشه فقط برای تفریح نباشه! بالاخره شما چون در حال اثبات "خراب" نبودن خودتون هستید (!) حسابی سرتون شلوغه و فرصت خیلی کارهای دیگه رو پیدا نمیکنید و یا ممکنه از کاری که در حال انجامش بودین فعلا صرف نظر کنید! (مثل ماجرای هولوکاست یا اینکه زن تو تقلب کرده یا تو پول دیگران رو خوردی یا فلانی و کل خانوادش همه دزدن! یا چیزهای دیگه! آخه اگه فلانی دزده، تو که میدونستی چرا نرفتی به دادگاه بگی؟ اخفای ادله جرم مگه جرم نیست؟!) اما! چیزی که در تمام این ماجرا از همه جالبتر هست اینه که این وسط، احمدینژاد چندان مقصر نیست!! اون فقط داره یک حرف بیاساس میزنه! مثلا میلیونها حرف بیاساسی که میلیونها آدم هر روز میزنن! با این حساب گناه چندان بزرگی نکرده! اما چیزی که باعث میشه شما به تکاپو بیوفتید، فکر دیگرانی هست که بالاخره این حرف بیاساس رو میشنون و ممکنه بر اساسش نتیجهگیری یا تصمیمگیری کنند! در واقع شما فقط از اون مردم میترسید! و در واقع مشکل اصلی شما این نیست که یک نفر حرف بیاساسی رو به شما نسبت داده! بلکه مشکل شما این هست که افراد بسیار زیادی (که به هر دلیل برای شما اهمیت دارن) هستند که صرف دریافت یک خبر، فرض رو بر صحت او میگذارند و بدون هیچ تفکر یا تحقیقی اون رو باور میکنن و حتی اگر هم بخواهند در موردش شک کنند، اساسا راههای بررسی صحت مطالب رو بلد نیستند! در نتیجهگیری کلی مشکل شما فقط افراد بیخردی هست که متاسفانه جمعیت زیادی رو تشکیل میدن و در نهایت فکر و تصمیم آنها در کار شما اثری داره. این وسط احمدینژاد فقط با یک هوشمندی خوب توانسته از یک نقطه ضعف عظیم و گسترده استفاده کنه. اول هم گفتم که اصلا بحث من احمدینژاد نیست و اساسا هیچ کس نمیآد در مورد اون حرف بزنه تا وقتی موضوعات مهمتری برای حرف زدن هست! خوب حالا شما بیاین راهحلی برای این جمعیت شاید میلیاری ابله بدین! موفق باشید!
::samic::
+ نوشته شده در فروردین هزار و سیصد و نود توسط سمیک | بحث و نظر
دیکتاتور؟!
هنوز نیم ساعتی به سه مانده بود که یک گروه از زیر پنجرهی ما رد میشد و شعار میداد "مرگ بر دیکتاتور". آبدارچی شرکت داشت کنار من از پنجره نگاه میکرد. جوان با همان لهجهی اصیلاش پرسید "مرگ بر چی چی؟"
::samic::
+ نوشته شده در بهمن هزار و سیصد و هشتاد و نه توسط سمیک | بحث و نظر
قویترین سیستم رمزگذاری جهان
نزدیک به ۲۰ سال از پیادهسازی OpenPGP گذشته اما هنوز چندان رایج و عمومی نیست! فکر کردم مهمترین دلیلش کمی پیچیده بودن و از طرف دیگه نبود یک معرفی و آموزش ساده باشه. OpenPGP یک پروتکل رمزنگاری بسیار پیشرفته و فوقالعاده قویه! با اینکه ۲۰ سال از معرفیش گذشته اما هنوز یک گزارش هم در مورد شکستن اون دیده نشده! حتی گزارشهایی وجود داره که سازمانهای امنیتی بزرگ مثل FBI و NSA در مواردی که نیاز بوده، نتونستن فایلهای رمز شده با این روش رو باز کنند! خلاصه اگه از من میشنوید این سیستم کاملا قابل اطمینانه و از بزرگترین هکرها تا سازمانها و کشورها نمیتونن کاری در مقابلش بکنن! آخر این مطلب لینکهایی در این مورد هست. OpenPGP استانداردی برای نوعی از رمزگذاری به نام «رمزگذاری نامتقارن» هست. عموما اگر شما احتیاج به رمزگذاری داشته باشید، فایل رو Zip میکنید و روی اون پسورد میگذارید. این روش متقارنه چون برای رمز کردن و رمزگشایی از یک کلید استفاده شده. در روش نامتقارن دو کلید وجود داره. یکی کلید عمومی و دیگری کلید خصوصی. هر چیزی که با یکی از این کلیدها رمز بشه، فقط با کلید دیگه باز خواهد شد. هر کسی یک جفت کلید مخصوص خود دارد. شما کلید عمومی رو به همهی دوستان و کسانی که ارتباط دارید میدین و حتی روی اینترنت یا سرورهای مخصوصِ این کار آپلود میکنید اما کلید خصوصی رو برای خودتون و در جایی امن نگه میدارید. روش کار به این شکله که وقتی من میخوام برای آقای الف فایلی رمز شده رو بفرستم، در مرحله اول باید کلید عمومی آقای الف رو بدست بیارم. برای این کار یا از خودش میخوام که برام بفرسته، یا ID کلیدش رو بهم بده تا کلید رو از اینترنت بگیرم، یا اسم یا ایمیلش رو توی یکی از سرورها سرچ میکنم تا کلیدش رو پیدا کنم. در مرحله دوم، فایل مورد نظر رو با «کلید عمومی آقای الف» که گرفتم رمز میکنم و فایل رمز شده رو براش میفرستم. در مرحله سوم و آخر آقای الف فایل رمز رو با کلید خصوصی خودش باز میکنه. البته ماجرا در عمل خیلی سادهتره چون همهی کارها رو برنامهها خودکار انجام میدن! برای فهم راحتتر، این شکل رو ببینید کار دیگهای که با این روش انجام میشه، امضا کردن هست. امضا کردن برای اینه که طرف مقابل مطمئن باشه چیزی که براش فرستاده شده حتما از طرف شما و نه از هیچ کس دیگهای فرستاده شده. روش کار برعکس بالاست. عکس رو ببینید توضیح دیگه اینکه PGP یا GnuPG که بهش GPG میگن هر دو برنامههای پیادهسازی OpenPGP هستند و تنها با این تفاوت که اولی پولی و دومی رایگانه! خوب حالا که توضیحات اولیه رو دادم بریم سراغ برنامه که خودش همهی این کارها رو انجام میده. ما اینجا از برنامهای به اسم GPA استفاده میکنیم که تقریبا راحتترینه! برای ویندوز به سایت www.gpg4win.org برید و فایل برنامه رو دانلود کنید و نصب کنید و در آخر، برنامه GPA رو اجرا کنید. چون شما الان کلید ندارید، همون اول بهتون پیشنهاد میده که کلیدهاتون رو بسازید! قبول کنید! در پنجرهای که میاد، تنظیمات بالای صفحه رو رها کنید و اسم کاملتون رو در جای خودش بنویسید. ایمیل رسمی خودتون رو هم زیرش بنویسید. Expire رو علامت نزنید و Ok کنید. برنامه از شما Passphrase میخواد. یک عبارت رمز درست و حسابی بنویسید. اگه برای همچین امنیتی میخواین رمزتون رو بگذارید ۱۲۳۴۵، بهتره همین الان این صفحه رو ببندید و کلمه security رو تو گوگل سرچ کنید! لطفا password ندین! passphrase بدین! حداقل چیزی شبیه به این "#109 Hamishe_shomare-YEKE?!" . بعد از این مرحله برنامه شروع به تولید کلیدها میکنه. این کار ممکنه زمانبر باشه و از طرف دیگه چون برنامه به مقدار زیادی عدد تصادفی نیاز داره، از حرکات موس و دکمههای کیبورد که شما میزنید استفاده میکنه. پس راحت برید کارهای دیگه رو مثل تایپ یا اینترنتگردی انجام بدین! کلید شما آماده شده. روی اون یک کلیک کنید و نگاهی به خصوصیاتش در پایین صفحه بندازید. هر کلیدی یک fingerprint داره که این اثر انگشت کاملا منحصر به فرده و برای چک کردن کلید استفاده میشه. هشت کاراکتر آخر اون به اسم Key ID خونده میشه که اکثرا منحصر به فرده و بیشتر برای گرفتن کلید از اینترنت استفاده میشه. مثلا Key ID من 109F2591 هست. برای گرفتن کلید عمومی من در حالی که به اینترنت وصل هستید از منوی Server گزینهی Retrieve Keys رو بزنید و ID بالا رو بدین تا کلید عمومی من به مجموعه کلیدهای شما اضافه بشه! روی کلیدتون کلیک راست کنید و گزینهی Export رو بزنید و مسیر ذخیره رو به برنامه بدین. این فایل کلید عمومی شماست! میتونید با Notepad بازش کنید و ببینیدش! این فایل رو میتونید به دوستانتون بدین. دوباره روی کلید کلیک راست کنید و گزینهی Backup رو بزنید و مسیری به برنامه بدین. این فایل کلید عمومی به اضافه کلید خصوصی شماست! این فایل رو در یک جای امن نگه دارید و مواظب باشید دست کسی بهش نرسه! دوباره روی کلیدتون کلیک کنید و از منوی Server روی گزینه Send Keys کلیک کنید تا کلید عمومی شما برای سرورهای اینترنتی فرستاده بشه و در دسترس همه قرار بگیره. اگر از ویندوز XP استفاده میکنید، روی هر فایلی که کلیک راست کنید، گزینههای Encrypt و Decrypt و غیره رو میبینید. (اگه ندیدین یه ریستارت کنید!) توی ویندوز سون ممکنه این گزینهها نیاد که در این صورت از File Manager خود برنامه استفاده کنید. خوب آموزش تموم شد! البته خیلی موضوعات جالب دیگه هم وجود داره که اگه بخوام اینجا بنویسم دیگه خیلی طولانی میشه و البته کم کم خودتون یاد میگیرید! فقط چند نکته پایانی: ۱- سعی کنید کلید عمومی رو در اختیار همه دوستان و کسانی که باهاشون ارتباط دارید قرار بدین. ۲- از کلید خصوصی و عبارت رمزتون حسابی مراقبت کنید تا دست کسی نیفته وگرنه تمام فایلهایی که تا حالا رمز کردین قابل باز کردن هست. (البته راههایی برای لغو یک کلید برای بعد وجود داره!) ۳- عبارت رمز رو هیچ جا ننویسید! به خصوص توی یک فایل توی کامپیوتر!! حتی برای یک لحظه! فقط اون رو توی مغزتون نگه دارید و فقط وقتی برنامه ازتون خواست، مستقیم توی کادر مربوطه وارد کنید. ۴- روی کامپیوتر آنتیویروس و فایروال قوی و آپدیت بگذارید تا مطمئن باشید هیچ Key-logger یا Trojan کلید شما رو نمیدزده یا عبارت رمزتون رو نمیخونه. لینکها: Wikipedia PGP Security quality How secure is PGP Gpg4win 2.0.4 My Public Key
::samic::
+ نوشته شده در شهریور هزار و سیصد و هشتاد و نه توسط سمیک | بحث و نظر
|